m2eng

پایگاه مهندسین عاشق

چرخ زندگی تان خوب می چرخد یا بد؟ آرام است یا تند؟


آیا چرخ زندگی من خوب می چرخد ؟ این سئوالی است که هر چند یک بار از خود پرسیده ایم یا شاید سئوالی باشد که از یکدیگر می پرسیم اما شاید سوال مهم تر این است که چه عواملی را باید در جواب دادن به این سئوال مدنظر داشت .این مقاله به چگونگی چرخه زندگی و حرکت آن به سمت جاده آرامش و زندگی شاد می پردازد.

الگوی چرخ زندگی

الگوی چرخ زندگی به دایره ای که به ۸ قسمت مساوی تقسیم شده است اتلاق می شود که که هر یک از این قسمت ها به بررسی یک بعد از زندگی می پردازد . مطابق شکل کار و درآمد مالی ، سلامتی، تفریح و سرگرمی ، عشق، خانواده ، یادگیری و رشد ، معنویّت ، دوستان و ارتباطات قسمت های مختلف این دایره را تشکیل می دهند.

شما به هر قسمت از زندگی تان پس از بررسی نمره ۰ نا ۱۰ را می دهید و سپس خانه های مربوط به آن را متناسب با نمره نقطه گذاری می نمایید ، پس از اتصال نقطه ها به هم چرخ زندگی خود را به دست خواهید آورد.مثلاً تصویر زیر چرخ زندگی فردی است که از لحاط مالی و رشد و یادگیری و خانواده موقعیت مناسبی دارد ولی از نظر خانواده ، عشق ، تفریح و دیگر موارد شرایط مناسبی ندارد پس خوب نچرخیدن چرخ زندگیش و نداشتن آرامش آن محتمل به نظر می رسد.

برای بررسی هر یک از موارد می توانید از سولات زیر کمک بگیرید

کار و درآمد مالی

در آمد سالیانه شما چقدر است؟ کجا زندگی می کنید؟ چقدر پول نقد دارید؟ دارایی شما چقدر است؟ اگر بخواهید به سطح مالی زندگی خود نمره دهید از ۱۰ چه نمره ای می دهید؟ آیا از شغل خود راضی هستید ؟ درآمد تان خوب است؟ چقدر جای رشد و ترقّی در شغل شما وجود دارد؟ همکاران و مشتریان شما چه کسانی هستند؟

سلامتی

آیا به بیماری مبتلا هستید؟ ورزش می کنید؟ احساس می کنید چقدر زنده می مانید؟ بدنتان را هر چند وقت چک می کنید؟ روزانه غذای خوب و میزان آب مناسب مصرف می کنید؟

خانواده

آیا می توانید به خانواده خود تکیه کنید؟ چند ساعت از روز با خانواده می گذرانید؟ آیا با آنها خود به تفریح می روید؟ برای در کنار آنها بودن مشتاقید؟ آیا به خانواده خود افتخار می کنید؟

عشق و ازدواج

از ازدواج خود راضی هستید؟ در زندگی مشترک چقدر احساس یکنواختی می کنید؟ آیا ازدواج را به عنوان نقطه درخشان و آرامش بخش در زندگی می دانید ؟ آیا کسی را دارید تا به او عشق بورزید ؟ آیا کسی عاشق شماست؟

یادگیری و رشد

آیا همیشه در حال یادگیری هستید؟ به طور متوسط در ماه چه تعداد کتاب می خوانید؟ آیا به جای خواندن کتاب زیاد تلویزیون می بینید؟ (تحقیق ها نشان می دهد که مردم به صورت متوسط روزی ۶ ساعت تلویزیون می بینند یعنی چیزی حدود یک چهارم عمرشان) آیا در زمینه علم کاری خود به روز هستید؟ آیا در حال یادگیری زبان جدید هستید؟

معنویت

چه قدر حضور خدا را در زندگی خود حس می کنید؟ چقدر به دیگران کمک می کنید ؟ آیا انسان دوستید؟ آیا همدرد دیگرانید؟

دوستان

چه تعداد دوست صمیمی دارید؟ آیا در مواقع غم دوستانی دارید؟ دوستان شما چه کسانی هستند؟ آیا در داشتن دوست تنهایید؟ چقدر از با دوستانتان بودن لذت می برید؟

تفریح و سرگرمی

چه میزان از وقتتان را به عنوان وقت آزاد و سرگرمی اختصاص می دهید ؟ تعطیلات را چگونه می گذرانید؟ به کجاها سفر کرده اید؟ برای اینکه سرگرم و شاد باشید چه کارهایی می کنید؟

نکاتی در ارتباط با چرخ زندگی که گفتن آن لازم می باشد .

۱ – متناسب بودن قسمت های مختلف چرخ زندگی به اندازه کامل بودن هر قسمت اهمیت دارد ، به بیان بهتر تناسب رشد بین قسمت های مختلف زندگی هر فرد باعث زندگی نرمال تر آن می شود.

۲ – در بررسی هر قسمت می توان به موارد میزان امنیت ، رضایتمندی ، میزان انرژی دریافتی ، موفقّیت و شکست ها و از این قبیل توجه داشت.

۳ – می توان برنامه ریزی زندگی را (کوتاه مدت یا بلند مدت ) بر اساس چرخ زندگی انجام داد.

۴ – گاهی می توان برای مدتی معّین روی قسمتی خاص از زندگی متمرکز شد . مثلا اگر قرار است برای آزمون خاصی آماده شوید بهتر است برای قسمت یادگیری و رشد وقت بیشتری را بگذارید.

۵ – میزان سوالاتی که برای یک قسمت از زندگی به کار می رود کاملاً به موقعیت اجتماعی ، فرهنگی ، خانوادگی و…. بستگی دارد مثلا ممکن است برای افراد با درآمد مالی مختلف ، نمره ۸ معناهای کاملاً متفاوتی داشته باشد یعنی فردی با درآمد ۶۰۰ هزار تومان این نمره را برای خود قائل شود ولی فرد دیگری با درآمد ۶ میلیون تومان به خود نمره ای کمتر از این را بدهد.

 

گفتـگوهای کـودکـانه با خـدا

از دستش ندین.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1391ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

دیوونه کیه؟

 
 
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
حسین پناهی

واسطه نیار، به عزتت خمارم
حوصله‌ی هیچ کسی رو ندارم
کفر نمی‌گم، سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم می‌شه چی‌کاره‌ام
می‌چرخم و می‌چرخونم ٬ سیاره‌ام
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم، بستمش
راه دیدم نرفته بود، رفتمش
جوونه‌ی نشکفته رو٬ رستمش
ویروس که بود حالیش نبود هستمش

جواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود؛ تو رو به خدا بود؟
 
 

اون همه افسانه و افسون ولش؟
این دل پر خون ولش؟
دلهره‌ی گم کردن گدار مارون ولش؟
تماشای پرنده‌ها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛ دویدم
چشم فرستادی برام تا ببینم؛ که دیدم

پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوب روون معناش چیه؟
این همه راز، این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟
آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه بالله!
پریشونت نبودم؟
من،
حیرونت نبودم؟

تازه داشتم می‌فهمیدم که فهم من چقدر کمه
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه
انجیر می‌خواد دنیا بیاد، آهن و فسفرش کمه

***
چشمای من آهن انجیر شدن
حلقه‌ای از حلقه‌ی زنجیر شدن
عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
 
و............
 
 
زیباترین و شگفت انگیزترین مکان های زمین.........

برچسب‌ها: شگفت انگیزترین مکان های زمین
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

رمـز عاشـقی ...

 

رمـز عاشـقی ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟
نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز،
که از شرم نبود شاد‌پیغامی،
میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟
نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند
چیزی نمی‌خواهد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

و چشمان تو آیا سوره‌ای از این کتاب هستی زیبا،
تلاوت کرده با تدبیر؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

تو از خورشید پرسیدی، چرا
بی‌منت و با مهر می‌تابد؟
تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع، پرسیدی؟
تو آیا در شبی، با کرم شب‌تابی سخن گفتی
از او پرسیده‌ای راز هدایت، در شبی تاریک؟

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

تو آیا، یاکریمی دیده‌ای در آشیان، بی‌عشق بنشیند؟
تو ماه آسمان را دیده‌ای، رخ از نگاه عاشقان نیمه‌شب‌ها بربتاباند؟
تو آیا دیده‌ای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟
و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو آیا خوانده‌ای با بلبلان، آواز آزادی؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو آیا هیچ می‌دانی،
اگر عاشق نباشی، مرده‌ای در خویش؟
نمی‌دانی که گاهی، شانه‌ای، دستی، کلامی را نمی‌یابی ولیکن سینه‌ات لبریز از عشق است…

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟
جواب چشمک یک از هزاران اخترِ آسمان را، داده‌ای آیا ؟!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ببینم، با محبت، مهر، زیبایی،
تو آیا جمله می‌سازی؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نفهمیدی چرا دل‌بستِ فالِ فالگیری می‌شوی با ذوق!
که فردا می‌رسد پیغام شادی!
یک نفر با اسب می‌آید!
و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو فهمیدی چرا همسایه‌ات دیگر نمی‌خندد؟
چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بی‌آبیِ احساس؟
نفهمیدی چرا آیینه هم، اخمِ نشسته بر جبینِ مردمان را برنمی‌تابد؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

نپرسیدی خدا را، در کدامین پیچ، ره گم کرده‌ای آیا؟

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

جوابم را نمی‌خواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟
ز خود پرسیده‌ام در تو!
که عاشق بوده‌ام آیا!!؟
جوابش را تو هم، البته می‌دانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته می‌خوانی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


قسمت‌هایی از شعر بسیار زیبای "کیوان شاهبداغی"
به نقل از سایت لبخند زندگی

 

 


برچسب‌ها: رمـز عاشـقی, دوست داشتن
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:17 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

دردهای اساسی ما ایرانیان به روایت صادق هدایت

 

 

دردهای اساسی ما ایرانیان به روایت صادق هدایت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


صادق هدایت که از پیشگامان داستان‌نویسی نوین ایران و روشنفکری برجسته بود، در کتاب بوف کور خود می نویسد :

در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند و می زدایند، این درد ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد! و اینک؛ سی و هفت درد و عیب اساسی اجتماعی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد!

1.اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.

2.اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.

3.با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.

4.به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.

5. بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع آنها هیچ اقدامی نمی کنیم.

6.در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.

7. کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.

8. غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.

9. بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که آینده را فراموش می کنیم.

10. از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.

11.عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه آنها می اندازیم، ولی برای جبران آن قدمی بر نمی داریم.

12.دائما دیگران را نصیحت می کنیم، ولی خودمان هرگز به آنها عمل نمی کنیم.

13.همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.

14.غربی ها دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند، ولی ما شاعر و فقیه!

15.زمانی که ما مشغول کیمیاگری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.

16. زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم نجوم را بنا نهادند.

17. هنگامی که به هدف مان نمی رسیم، آن را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم، ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل آن نمی پردازیم.

18. غربیها اطلاعات متعارف خود را در دسترس عموم قرار میدهند، ولی ما آنها را برداشته و از همکارمان پنهان میکنیم.

19. مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.

20. غربی ها و بعضا دشمنان ما، ما را بهتر از خودمان می شناسند.

21.در ایران کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.

22. فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.

23. برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن آخر کار استخاره می کنیم.

24. همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.

25. به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.

26. چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.

27. به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.

28. وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.

29. در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند، به جای اینکه به آنها احترام بگذارند.

30.اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.

31.اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.

32.تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.

33. غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.

34.اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی، کابل کشی و غیره صدها جای آن را خراب می کنیم. در شهرسازی هم از چنین مهارتی برخورداریم.

35. وعده دادن و عمل نکردن به آن یک عادت عمومی برای همه ما شده است.

36. قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از آن حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.

37.شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم.

 

 

برای دیدن سری اول تصاویر جادویی به ادامه مطالب مراجعه کنید 

 

و..........

ساعت چنده؟!


برچسب‌ها: دردهای اساسی ما ایرانیان, صادق هدایت, تصاویرجادویی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

اجازه ... ! اشك سه حرف ندارد...

 

 

اجازه ... !

 

اشک سه حرف ندارد،

 

اشک خیلی حرف دارد ...

 

***باور کرده ام ... ، انگار من،

 

برای ِ من ماندن ...

 

کم هستم ...

 

برای ِ ما شدن...

 

زیاد ...

 

***

 

باز یا بسته ...

 

چه فرق می کند؟

 

پنجره ... زخم ِ همیشگی ِ دیوار است...

 

       

با اینکه واسه خانم احترام زیادی قائل هستم امااین مطلب رو تو ادامه مطالب گداشتم...

 

             

یه بازی جالبم هست حتما امتحان کنید

             


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

صـدای پـای بـهار را می شنـوی ؟


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در روزهای پایانی سال كارهای خانه قدری متفاوت به نظر می‌رسد. شاید از همان زمان كه خانه‌تكانی شروع می‌شود، بتوان این دگرگونی را احساس كرد. تحولی كه به پیشواز نو شدن سال و دگرگون‌شدن چهره زمین و زمان می‌رود.

خوب است همه ما كه در یك چهاردیواری زندگی می‌كنیم، با این جریان همراه شویم و هر یك گوشه‌ای از این كار را بر دوش بگیریم تا با همدلی و همكاری كارهای این روزها به خوبی و خوشی پایان یابد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


حتما رفت و روب و تمیزكردن خانه شما هم كم‌كم رو به پایان است. خانه‌تكانی هر چند خسته‌كننده و نسبتا طولانی است، ولی چون مژده آمدن عید نوروز را با خود به همراه می‌آورد، به نوعی شیرین هم هست.

حتما تا به حال به فكر سور و سات عید و سفره هفت‌سین هم بوده‌اید؛ سبزه پشت پنجره هم كه قطعا رشد كرده و آماده گذاشتن روی سفره است. البته بعضی‌ها هم سبزه آماده را از فروشگاه‌ها می‌خرند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


سلیقه‌ها در نوع سبزه هم متفاوت است؛ بعضی گندم و گروهی دیگر عدس یا ماش سبز می‌كنند كه هر كدام از اینها زیبایی خاص خود را دارد. ظرف‌های سر سفره هم داستان خودش را دارد؛ بعضی خانواده‌ها عادت دارند هر سال ظروف جدیدی برای تزئین سفره هفت‌سین خریداری كنند و برخی دیگر با ظروفی كه در خانه دارند، این سفره را به زیبایی آرایش می‌دهند.

هر كدام از این روش‌ها كه انتخاب شود، یك نكته در همه جا احساس می‌شود؛ انداختن سفره هفت‌سین و تزئین آن، كاری سنتی و زیباست كه تمام افراد خانواده باید در آن دخیل باشند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


پس شما هم امسال سفره‌ای زیبا پهن كنید؛ زیباترین پارچه‌ای كه در خانه دارید؛ سفره ای رنگارنگ یا خاتم اصفهان یا ترمه یزد یا... پیش از هر چیز روی آن یك جلد قرآن بگذارید. یك جام آیینه و یك ظرف آب كه درون آن یك یا چند ماهی در حال بازی هستند هم باید بالای سفره بنشینند. چند ظرف زیبا (یادتان باشد كم اهمیت‌ترین نكته، قیمت آنهاست) كه معمولا در تمام خانه‌ها یافت می‌شود آماده كنید؛ به عنوان مثال اگر ظروف بستنی خوری در خانه دارید آنها را روی سفره هفت‌سین بگذارید و همرنگ سفره روبان‌هایی تهیه كنید و دور پایه ظرف‌ها ببندید تا جلوه بیشتری به آنها بدهد سپس هفت‌سین‌تان را درون آنها بگذارید. همان سین‌هایی كه همیشه و همه ساله روی سفره عید ما جا دارند. سنجد كه نماد عشق است؛ سیر نماد سلامتی و تندرستی؛ سركه نشان صبر و شكیبایی و سیب نماد عشق و زایش؛ سمنو یعنی بركت و فراوانی؛ سماق سمبل طلوعی جدید در سالی جدید؛ سكه هم كه معنای فراوانی روزی می‌دهد و سبزه که خرمی ‌و شادابی را به همراه دارد.


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


یادتان نرود سبزه را هم با روبانی همرهنگ و زیبا تزئین كنید، سپس روی سفره بگذارید. تخم‌مرغ‌های رنگ شده را هم در ظرف یا سبدی بگذارید. تقریباً سفره هفت‌سین شما آماده است. فقط از كمی‌ دورتر نگاهی به سفره بیندازید و ببینید چیزی كم نباشد ...


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


البته بعضی خانواده‌ها رسم دارند چیزهای دیگری هم روی سفره بگذارند مثلاً ظرفی میوه یا یك كاسه كوچك برنج. راستی شمع هم فراموش نشود. یك شمع رنگی كه با سفره شما هماهنگ باشد. البته در این مورد هم تنوع سلیقه وجود دارد؛ بعضی خانم‌ها به تعداد فرزندانشان شمع روی سفره هفت‌سین می‌گذارند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


هر كاری برای این سفره می‌كنید، یك نكته یادتان باشد؛ مهم نیست كه سفره شما در تمام فامیل و دوستان تك باشد. همچنین مهم نیست كه گران‌ترین یا ارزان‌ترین سفره هفت‌سین را چیده‌اید؛ مهم همدلی و صفایی است كه بین ساكنان خانه و در كنار این سفره به وجود می‌آید. سفره هفت‌سین می‌تواند خیلی ساده باشد و در عین حال بسیار زیبا. عید نوروز عید زیبایی‌هاست. حالا كه سخن از زیبایی شد، اگر توانستید یك شاخه گل هم روی سفره هفت‌سین خود بگذارید. شاید به همان رسم قدیمی ‌شاخه‌ای سنبل زیبا و معطر.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

و................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه مطالب رو حتما ببینین

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

حاضر جوابی



 
 

 

 
 
می گویند:  “مریلین مونرو ” یک وقتی نامه ای به ” البرت اینشتین ” نوشت 
که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم  بچه هایمان
 به زیبایی من و هوش و نبوغ  تو، چه محشری می شوند! آقای “اینشتین”در 
جواب نوشت: ممنون از این همه لطف و دست و
 دلبازی خانوم. واقعا هم که چه غوغایی می شود!  ولی این یک
 روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه 
رسوایی بزرگی بر پا می شود !
*********************************************
اگه ادامه مطالب رو نبینین ضرر کردین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

زیباترین قسم

 
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
 
سهراب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

عشق

عشق

دفتر عشـــق که بسته شـد
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیکه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیکنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاکیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خـــــــــــــــــلاص رو
ازاون که عاشقـــت بود
بشنواین التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 8:33 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

مطالب قدیمی‌تر